۰
(۰)

این کارخانجات فولادسازى فولاد ساختمانى تولید مى کنند. مواردى هست که در آنها فولاد آلیاژى تولید مى شود اما مقدار آن در کل ناچیز است. تولید فولاد ساختمانى در بازار امروز در این کارخانه ها که ظرفیت هاى پایینى دارند توجیه اقتصادى ندارد. اکثر این کارخانجات با مشکلات بزرگ ناشى از ضرردهى و نبود نقدینگى دست و پنجه نرم مى کنند. راه حل گریز از این بحران را باید یافت در غیر این صورت این بحران دامن حدود یک درصد جمعیت کشور را بیش از پیش خواهد گرفت. باید توجه کنیم که کوره القایى به خاطر مقیاس و نوع تکنولوژى آن اساسا براى تولید فولادهاى آلیاژى و تولید قطعات مناسب است. تهدید فعلى را مى توان با چرخاندن کوره هاى القایى به سوى تولید فولاد آلیاژى و قطعات به فرصت تبدیل کرد. یعنى به جز لزوم بازسازى تجهیزات کارخانجات فولادسازى با کوره هاى القایى به دلایل ذکر شده، الزام شرایط فعلى به تغییر روش و محصول، ما را بر آن مى دارد که به صورت جدى به موضوع تولید فولادهاى آلیاژى و قطعات با تجهیزات و تکنولوژى روز دنیا بپردازیم. براى این منظور باید اقدامات زیر به عمل آید:

– سپردن مسئولیت این پروژه به یک سازمان یا نهاد توانمند
– بومى سازى سریع تکنولوژى لازم با مشارکت شرکت هاى خارجى
– سوق دادن کارخانجات فولادسازى با کوره هاى القایى به سوى تولید فولاد آلیاژى با ارائه تکنولوژى لازم، به همراه وام هاى تشویقى
– تمرکز روى صادرات این محصولات توسط سازمان یا نهاد مسئول

48 واحدهاى فولادى كوره القايى را دريابيم

لازم به ذکر است که به طور متوسط با هزینه پانصد هزار دلار تا یک و نیم میلیون دلار براى هر کارخانه، مى توان این کارخانجات فولاد سازى را به تکنولوژى هاى لازم مجهز کرد و به جاى تولید شمش ساختمانى ۳۰۰ دلارى یا ۱۰۰۰ تومانى، محصولات آلیاژى حداقل ۵۰۰ دلارى یا ۱۸۰۰ تومانى تولید کرد و سپس آن را صادر کرد. به جز سرمایه گذارى در حوزه تجهیزات، تولید فولاد آلیاژى براى این کارخانجات افزایش هزینه تولید چشمگیرى ندارد اما ارزش افزوده این تولید و سود ناشى از آن به مراتب افزایش مى یابد. توجیه اقتصادى این سرمایه گذارى، از سوى دولت یا بانک ها، با همین حساب دو دو تا چهار تا مشخص است حتى اگر محصول ارزش حداقلى ۵۰۰ دلار داشته باشد کما اینکه مى تواند تا ۱۰۰۰ دلار هم باشد. حتى بر فرض غیر محتمل کمبود شمش فولاد ساختمانى در کشور، می توان شمش فولاد ساختمانى که ارزش کمى دارد را وارد کرد و این چنین مواد اولیه امان (ضایعات آهن و آهن اسفنجى) و منابع مان (نیروى انسانى و برق و آب و گاز و غیره) را هدر نداد. با صادراتى کردن محصولات نه تنها از یک صنعت ورشکسته، صنعتى پول ساز به وجود مى آوریم، بلکه تراز واردات و صادرات در این حوزه به نفع کشور تغییر میکند. با فرض سرمایه گذارى به شکل وام (اما هدف مند و تحت کنترل)، با ارزش حدود ۱۰۰ میلیون دلار و نیز حدود ۱۰۰ میلیون دلار وام سرمایه در گردش این کارخانجات، براى همه این ۹۰ کارخانه، بازگشت سرمایه و ارزآورى ارزشمندى براى کشور رقم خواهد خورد، حتى اگر فرض کنیم این نوسازى و تغییر و ساختن بازارهاى صادراتى ۳ سال طول بکشد. امیدواریم این سطور را مدیران دولتى یا بانک ها بخوانند و به آن عکس العمل نشان دهند. این راهکار شدنى است، فقط همت و درایت مى خواهد. به غیر مجموعه نویسنده این مقاله، مجموعههاى فراوانى در ایران هستند که توان مدیریت یا اجراى این پروژه را دارند. اما تا دیرتر نشده باید اقدام کرد.

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

بین ۱ تا ۵ ستاره نمره دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس با ما
error: Content is protected !!